یوسف زهرا(عج)
*ما سعی می کنیم تا از یاران قائم آل محمد(عج) باشیم.*
قالب وبلاگ
نظر سنجی
به نظر خودتان ، تا چه میزانی توانستید از یاران یوسف زهرا(عج) باشید؟




لینک دوستان

نقل است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

 

یَكُونُ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ كُلُّ مَا كَانَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ؛ هر آنچه در بنی اسرائیل رخ داده است در این امت اسلامی هم اتفاق خواهد افتاد.[1] در تعبیر دیگری آمده است: لَتَركَبُنَّ سُنَنَ مَن كانَ قَبلَكُم ِشبراً بِشِبرٍ؛ شما امت اسلامی روش و سیره امتهای پییشین را وجب به وجب تقلید خواهید کرد.[2]

کمی دقت در تاریخ صدر اسلام و اوضاع جاری آن، این حقیقت را به خوبی روشن می کند و شاید یکی از دلایلی که قرآن کریم در آیات فراوانی به سرگذشت و تاریخ بنی اسرائیل می پردازد همین باشد. تا بخوانیم و بدانیم و مراقب باشیم تا مبادا پا جای پای آن قوم عجیب و لجوج بگذاریم.

برای حفظ خود از این خطر بزرگ ابتدا لازم است تا اندیشه و رفتار بنی اسرائیل را به خوبی بشناسیم و بعد اندیشه و رفتارمان را با آن مقایسه کنیم.

در این راستا ما نمونه ای را از قرآن کریم برگزیده و کار تطبیق و مقایسه ای را که گفتیم در مورد آن انجام می دهیم تا اگر ضعف یا انحرافی در مسلمانی ما هست خودش را در زیر این ذره بین نشان دهد.

این منتظران بر سجاده نشسته دست به دعا بی آنکه خود بدانند آن سستی و لختی و ضعف ایمان 


ادامه مطلب

[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 02:11 ب.ظ ] [ منتظر ]
نظرات

 

یك الف بعد هم سه تا نقطه؛

 

مولا جان! سال هاست صبح های جمعه ندبه گویان با اشك ، مژه ی چشم هایم را آب و جارو می كنم

 تا مگر قدمگاه تو شود و در غروب غم انگیز چشمانم سمات را زمزمه می كنم و اشك حسرت می ریزم.

بیا تا در حریمت بیاسایم، با گریه هاین همنوا شوم، سر بر شانه بغض بگذارم و مثل ابر بهاری گریه كنم

 و دانه های مروارید چشمانت را در صدف نگهداری كنم..

می دانیم كه روزی می آیی و پرستوهای مهاجر را بر شاخسار آرامش، مأوا می دهی.

مولا جان! دیگر نمی توانم اشك هایم را در چاه چشمانم اسیر كنم. باران اشكم را بر سجاده نیازم

جاری می كنم كه اشك مهر استجابت دعاست.

ای زلال عصمت! آتش معصیت در وجودم شعله ور ست، بر من ببار و تطهیرم نما..

تو چگونه در غیبتی در حال كه وقتی می رفتی نوید آمدنت را دادی.بیا كه با آمدنت به پایت بوسه ها زنم

 و جای پایت را با عشقی كه در دلم نهفته است قاب بگیرم. بیا كه آمدنت تنهایی های عاشقانت را پایان

 دهی و عاشقانت را در این وادی تنها نگذاری...

 




[ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 10:35 ب.ظ ] [ منتظر ]
نظرات

آقا جان!
اولین دقایق روز جمعه است!
دقیقا از الان تا 23 ساعت و نیم دیگه امیدواریم!
امیدواریم به ظهور شما...به اینکه شما بیاید.
خسته شدم
خسته شدم
دیگه بریدم!
آقا جان!
پس کی؟!
اون جمعه رویایی و استثنایی کی خواهد بود؟! روزی که چشمان گناهکار ما به جمال شما یار جمکرانیمان روشن خواهد شد؟!

بیا...این جمعه هم منتظرت هستم...مثل همیشه.یا علی مددی

""چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی!""


ادامه مطلب

[ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 10:21 ب.ظ ] [ منتظر ]
نظرات

 

 

 

قراری با آقا گذاشتم که  ببینمش وبا او اندرون دل رابگویم!

اما در هیاهوی دنیا غرق شده بودم و قرارم را فراموش کردم....

بعد از مدتی از آقا گله کردم که مگر چه گناهی کردم؟یا مگر بنده ی خوبی نبودم؟!!!!!

و یا مگر پشتیبان شما نبودم و امر شما را اطاعت نکردم؟!!!!!......

جواب آقا: بنده ی خوب آمدم وخیلی هم منتظر شدم اما تو فراموش کردی و نیامدی،باز هم منتظرم واینجاهستم اگر خواستی بیا......

و من روسیاه و شرمنده واندر خم یک کوچه بودم و شاهراه مقصود را گم کردم........

آقا دیگر نیا که اگر بیایی باز هم شرمنده میشویم و روسیاه............

………………………………………


[ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 10:18 ب.ظ ] [ منتظر ]
نظرات

 

 

 

همه گریه ها را بهانه تویی

 

شدم چو گلی ز ریشه جدا

به من برسان بهار مرا

بهارا بهارا بهانه مگیر

زخاكستر ما زبانه مگیر

كویر دلم را تو باران نوری

تو رودی تو دریا تو شوق عبوری

جدا ز توام غبار هوا

به خود برسان دوباره مرا

.

.

.

جدا ماندم همچو نی تنها از نیستان ها

حكااااااااایت دل به ناله كنم

غمی دارم همچو مولانا از جدایی ها

 شكایت دل به ناله كنم

چو نی گر شكستم صدایم تو هستی

تو را می پرستم خدایم تو هستی

.

.

.

ای غم ای همدم دست از سر دل وردار

ای شادی یك دم ... مرهم به دلم بگذار

دل جای شادی است... از غم شده ام بیزار

ای غم بیرون رو .... این خانه به او بسپار

غیراز این غم ها تنها غم دل بگذار

با این خانه تنگ با این خانه سرد  با این دل چكنم

این آلوده رنگ

دلاا بال مرا چرا شكستی پر نزدی به گل نشستی

تو دریا بودی ز چه رو چون مردابی

ای دریا تا كی ز نسیمی بی تابی

دل به دریا بزن در شب طوفان

تا به كی سر زدن بر در زندان

تا كی تنهایی ..... بر خیز و پرگشا

در آسمان رها ..... تا كوی ناكجا

كوی بی نشان .....  كوی عاشقان

 

 


ادامه مطلب

[ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 10:09 ب.ظ ] [ منتظر ]
نظرات
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


در لحظه لحظه زندگیم در این دنیا به یاد توآم تا مبادا یك لحظه از یاد تو غافل شوم،خدایا;خداوندا یارم باش،قرارم باش،جهان تاریكی!

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ساعت فلش مذهبی

دریافت کد نوای مذهبی
دانلود این نوا
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات